محمد رضا واليزاده معجزى
482
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
شروع جنگ نظر على خان به مجرد ورود به كاريز فورا به سواران خود فرمان داد كه سنگرها را ببندند . طولى نكشيد كه تمام تپه و ماهورهاى آن طرف ساوه و ناحيه كاريز به اشغال سواران نظر على خان امير اشرف درآمد و سنگرها را در مقابل بختياريها و مجاهدين بستند و آتش جنگ شعلهور گرديد . نظر على خان به اتفاق پنج نفر در يك سنگر مشغول تيراندازى بودند ، اين پنج نفر كه با نظر على خان در يك سنگر مقر داشتهاند نامبردگان زير بودند : « 1 - سبز على بازوند 2 - ماكى رومانى 3 - صيد قاسم 4 - محمد قاسم 5 - كرگجر » نيروى دولتى هم از حيث نفر و هم از لحاظ تسليحات و تجهيزات بر نيروى نظر على خان برترى داشت ، زيرا آنها داراى توپهاى قلعهكوب و مسلسلهاى سبك و سنگين بودند و مخصوصا توپهاى اطريشى كه اخيرا سپهدار ابتياع كرده بود كاملا نيروى دولت را تقويت مىكرد . جنگ شروع شد و صداى شليك تفنگ و مسلسل و توپخانه صحنه رزم را به جوش آورد . آتش توپخانه قواى دولتى خيلى قوى بود و توپچىها مردانه تيراندازى مىكردند . لرستانيها قصد پايدارى داشتند ولى تيراندازى به ويژه فدائيان يفرم خان درست به هدف مىخورد . دهشت عجيبى جنگجويان لرستانى را فراگرفت . سواران طرهانى هميشه در مرحله اول خوب رشادت نشان مىدهند ولى اگر كارى از پيش نبردند ميدان را خالى مىكنند برعكس سواران و مردان دلفان كه بعد از قدرى جنگ آنوقت گرم مىشوند و خوب جنگ مىكنند . دلفانها هنوز گرم نشده بودند و طرهانىها هم در مرحله اول كارى از پيش نبرده و از طرفى غرش توپها اكثريت را كشته و آنها را به هول و هراس افكند لذا رده اول سنگرها را خالى كردند و طولى نكشيد كه به همه سرايت كرد و شكست به اردو افتاد و فرار كردند . همه رفته بودند و فقط يك سنگر پايدارى مىكرد . نيروى دولتى از پايدار اين يك سنگر دچار شگفتى مىشوند . خوانين بختيارى مىگويند : « به خدا صاحب اين سنگر كسى غير از نظر على خان امير اشرف امرايى نيست » و بعد كه با دوربين نگاه مىكنند مىگويند : « درست تشخيص دادهايم . نظر على خان است . اكنون هفت نفر سوار زبده از جان گذشته مىخواهيم كه به اين سنگر يورش برده و افراد آن را كشته يا اسير كرده بياورند . » هفت نفر از سواران شجاع و رزمنده بختيارى كه خوانين تصديق شجاعت آنها را كردهاند ، آماده حركت بهطرف سنگر مزبور مىشوند . از اين طرف نظر على خان مدتى لاينقطع مىجنگيد و با اعتيادى كه داشته چاى ننوشيده